محمد تقي جعفري
102
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نتيجهء سوم - در بررسى تحولات و سرگذشت بشرى با دو نوع سنت روبرو مىشويم : 1 - سنتهاى صالحه و شايسته كه بعنوان اصول پايدار مهمترين عامل رشد انسانها بوده است ( آيهء شمارهء 2 ) مانند تنظيم مسائل اقتصادى ، برخوردارى از علم ، زندگى در پوشش يك فرهنگ پويا و هدفدار ، گرايش علمى و عملى به عدل و قسط و به كار انداختن انديشه و تعقل . اينها مواد تبليغ پيامبران الهى و هدف تكاپوهاى خردمندان اقوام و ملل بوده است . 2 - سنت - هاى پليد و اخلاق تابوكه مورد گرايش و پرستش مردم قهقرا طلب و ارتجاعيون بوده است . در آيات قرآنى اين سنتگرايى مورد توبيخ شديد و آن را به بىعقلى و نادانى موصوف ساخته است . در همهء آن آيات قرآنى كه تكيه بر گذشتگان را مانع ايمان به هدايت و نور الهى قرار مىدهند ، محكوم نموده و در بعضى از آيات صريحا بىعقلى تكيه بر گذشتگان نابخرد را گوشزد مىنمايد مانند : * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ الله قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ) * ( 1 ) [ آيا آنان باز تكيه بر سنت - هاى نياكان خود مىكنند ] اگر چه نياكان آنان چيزى را تعقل نمىكردند و هدايت نمىشدند ) . نتيجهء چهارم - آياتى در مورد بحث ما اصرار دارد كه به ظواهر فريباى تمدنها كه نمودهائى ناآگاه از فعاليتهاى ذهنى است ، مغرور نشويد و گمان مبريد كه قصرهاى سر بفلك كشيده [ و كامپيوترهاى ماشينى و حركتهاى سريع ] مىتوانند عامل يك تمدن انسانى و بقاى آن بوده باشند . ( آيهء شمارهء 3 و 6 ) تمدن انسانى هنگامى كه انسان محورى خود را فراموش كند و تكيه بر نمودهائى ناآگاه نمايد كه محصول بعضى از امواج انديشه و ارادهء آگاهانه است ، زوال و نابودى آن حتمى است اگر چه بتواند طول يك يا دو قرن هم دوام بياورد ، زيرا دوام و پايدارى مربوط به عوامل اساسى تمدن است كه عبارتست از انديشه و ارادهء آگاه انسانها .
--> ( 1 ) البقرة آيهء 174 .